دوست داشتن از نوع خاص????????????

درخواست حذف این مطلب

سلام

راستش امروز میوه مورد علاقه مو دست پدر دیدم ،فقط هم مخصوص من گرفته بود،حتی خونه نباشم هیچ حق استفاده از اون میوه رو نداره بایستی زنگ بزنند ازم اجازه بگیرند....حالا بماند چه میوه و چرا بهش علاقه خاص هم دارم خودم نمیدونم....

خوب گاها خواهر و برادرهام گله میکنند که پدر دوستمون نداره،درست بهمون توجه نمی کنه،خودم گاها از حسودی به یکی دیگه محبت میکنه،می رنجم ولی یاد دوست داشتن های خاصش می افتام ،زود از خودم بدم میاد...از اینکه میدونه چه میوه دوست دارم،یاچه مزه های علاقه دارم،بعد جواب خواهر وبرادرها میگم ،پدر دوست تون داره ولی شیوه بیان به زبان وعلاقه شخصی شما رو بلد نیست،پدر خیلی هم احساساتی ،فقط ی نبوده تا شیوه درستش یاد بگیره،تو زندگیش همیشه ادای آدم بزرگ ها در آورده...

آسمان با دلها رابطه بر قرار میکنه،یه شب پدرم نبینه نمیخوابه،دو روز پدر فکرش مشغوله ،هی میره میاد میخنده،ادا در میاره،مثل بچه ها هم نیستیم...

نمیدونم...

خودمون چقدر وجی درست داشتیم،در محبت د،در هم دردی درست،در همه کارها که الان انتظار بهترین ها رو داریم...

چرا باید همه چیز خاص باشه..مگر عادی بودن چشه؟؟!!

ذهنم واقعا درگیر...چقدر این روز ها خود خواه شدم.....