post 213  

درخواست حذف این مطلب
نه ،،، دلیلش اینا نیساین حس انفجار لعنتيقفسه م تنگ می شه ، کوچیک می شه ، قبر میشه برای کودکی هفت ساله ، قلبم دردش میگیره !اغت ، شورش ، تشویش ، اضطراب ، هیجان ، غصه ، حس مرگیدن !نمیتونم شرح بدم وقتی با این آهنگ لعنتي ( مون آمور - ریچارد آنتونی ) تورو مرور میکنم و کنارت زندگی ،،،

ادامه مطلب  

بحران الکترونیک  

درخواست حذف این مطلب
تلوزیون همون اول تابستون توی یه جابجایی ش ت.گوشی خوب خواهر کوچیکه هم وسطای تابستون. تبلت اون یکی خواهرم هم اوایل تابستون بود که ش ت. گوشی اون یکی خواهرم اوا تابستون یهو آنتنش پرید. ب هم که گوشی تقریبا گرون قیمت اون یکی اون یکی خواهرمو یدن! کلیه ی موارد بالا همچنان در همون وضعیت به سر میبرن و توان تعمیر هیچ کدومش نبوده تا حالا! واقعا چرا؟ پی نوشت: خواستم فقط چیزی گفته باشم. خاک گرفت این بی صاحاب مونده!

ادامه مطلب  

تابستون کوتاهه؟  

درخواست حذف این مطلب
سلام از سرکار دارم این پستو میذارم کی گفته تابستون کوتاهه ؟ وقتی صبح ساعت 7 پاشی ساعت 7 بعدازظهر برگردی خونه دیگه تابستون کوتاه نیست خخخ دارم پول جمع میکنم یکی دو ماه دیگه یه سفر برم دوباره shahinism forever

ادامه مطلب  

401.تابستون یعنی...  

درخواست حذف این مطلب
تابستون یعنی قبول دادتابستون یعنی تماشای کارتون فوتبالیست ها با چشم نیمه باز از تو رختخوابتابستون یعنی ثبت نام تو  کلاس نقاشی،کلاس گلسازی،باشگاهتابستون یعنی تابستونه فصل شادی و خنده،بچه ها توی کوچه گرم بازی مثل چند تا پرندهتابستون یعنی شاهد دعوای مامان و بابا بودن و هول برداشتن از اینکه اگه طلاق بگیرن چی؟؟!!!تابستون یعنی نوار زدن به دوچرخه،مهره انداختن به چرخاش...پس حالا که اینا رو زدیم یه زنگ هم براش وصل کن...سبد هم میخوام که پفک یدم بذ

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
از دور دیدنش. دلم هوری ریخت. داشتم از خوشحالی بال در میاوردم ولی حیف. خودش و زد به اون راه. داشت مثلا با موبایلش بازی میکرد و من و ندید. یه چند قدم اونورتر که رفت رو به دوستم که کنار من ایستاده بود کرد و بهش سلام کرد. من همونجوری رو به یه نقطه ی رو به روم خیره شده بودم و مثلا هیچ اهمیت ندادم. دلم میخواست اون لحظه با صدای بلند گریه کنم. یعنی اینقدر از من متنفری؟ حالم ازت بهم میخوره لعنتي!!!! 23/8/18 2:13pm

ادامه مطلب  

تابستون کوتاهه:))))  

درخواست حذف این مطلب
سعلاممممم بر همه دوستانخوبید ؟؟؟منم خوبم مرسیییالبته میدونم مهم نیس واستون ولی خب گفتم بگم که خودم عقده ای نشم:)))))بالا ه بعد از کلی بدبختی کشیدن و تحمل دردسر تابستون اومدشاعر میگه:دوباره کنار اب زیر ستاره هاییم ،خوشحال از این که تو بهترین سه ماه سالیمخب در واقع این شاعر خوبمون درست میگن ولی این جمله مربوط به تابستون های سال های گذشته بوده،و راجب تابستونای الانی تعبیری ندارهیعنی الان ما نه کنار آبیم و نه زیر ستاره هاالان کنار پیریز برقیمو

ادامه مطلب  

دیالوگ  

درخواست حذف این مطلب
م : چرا یک بار هم که شده پیاده نمی شی؟ چرا؟! 1900: چرا! چرا! چرا! آدم های خشکی زمان زیادی برای این چراها تلف می کنن. زمستون که می آد، اون ها منتظر تابستونن و تابستون که می شه، در وحشت رسیدن زمستون به سر می برن، برای همینه که هیچ وقت از سفر خسته نمی شن، اون ها دنبال جای دیگه ای می گردن تا همیشه تابستون باشه... the legend of 1900

ادامه مطلب  

چله تابستون  

درخواست حذف این مطلب
آخه آدم چله تابستون سرما می خوره؟ من کلی حرف داشتم بزنم براتون، از را ارهای مشاوره، تمرین هایش و... یا از این که مادر همه بچه ها بودن یعنی چی... یا بعد از این همه مدت یه جلسه حضوری رفتم شرکت و دوستش داشتم... ولی آنقدر حالم بد هست که یه مشت قرص خوردم و سر سنگین شده ام رو گذاشتم روی بالش و می خواهم بخوابم تا صبح :-( مرگ بر سرماخوردگی توام با سینوزیت در چله تابستان :دی

ادامه مطلب  

ماهم نگرانیما  

درخواست حذف این مطلب
عاقا همون طور که ملت نگران ما چادریها هستند که چقدر ممکنه تو تابستون گرممون بشه ، ما هم نگران ساق پای اونا که تو این سرما یخ میزنه هستیم:)) خو مچ پات از سرما قلم شد خواهر من،حالا تو این سرما یه شلوار بلند بپوش ،تابستون جبران کن:))

ادامه مطلب  

روزانه نویس  

درخواست حذف این مطلب
شاید اولین یا نهایتا دومین تابستونی باشه که دلم میخواد نیاد.نه اینکه عاشق تابستون باشم.کلا نمیخوام امتحانام تموم شه.امسال بی برنامه ترین آدم عالمم.که نمیدونه قراره چیکار کنه و مطمئنم به فاصله یه چشم بهم زدن تابستون تموم شده.بدون اینکه کاری کرده باشم...خیلی خسته ام خیلی خیلی زیاد

ادامه مطلب  

تابستووووون مز ف  

درخواست حذف این مطلب
تا اینجا تابستون برام خیلی مز ف و حوصله سر بر بود به جز یه روزش که خونه ی دوستم دعوت بودم. هروقت حوصلم سر میرفت میومدم اینجا که خودتون میتونید ببینید تاریخاشو. اینجام مس ه بود.وقتای حوصله سر بر یه طرف رفتنای شما یه طرف رفتن سپیده زهرام یه طرف تهدیدای منصوره و ماجده یگانه واسه رفتنم یه طرف کل کل های بهرنگ خان هم یه طرف دعوا های شمام یه طرف گاهی میگم کاش الان موقع مدرسه بود که موقع امتحانا و درس پرسبدنا یادم میاد تابستون مز ف...!

ادامه مطلب  

اون و گلاش و تابستون و شربت خنک  

درخواست حذف این مطلب
بهم گفت "به محض اینکه تابستونمون شروع شد یه برنامه میزارم فقط خودم و خودت بیای روی بال اتاقم همونجایی که هم من عاشقشم هم تو یه شربت خنکم برات درست میکنم بشینیم کنار گلام هی حرف بزنیم و هی حرف بزنیم وهی حرف بزنیم"رویای اون روز گرم تابستون با یه شربت خنک کنار اون  و گلاش برام  لذت بخش بود به جد:)که یادم باشه همش با یه نفر حسای خوب و حس نکنم. اینطوری ش ت میخورم خیلی زود

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
امروز، خب ساعت ٥بیدار شدم و قصد داشتم سریع آماده بشم پیاده برم مدرسه که تو راه مد روانشناسی هم بخونم اما خواهرم سرنگ اورد که ازم آزمایش بگیره :| خلاصه اول یه شیشه رو پر از ادرار کردیم :)) بعدم دستمو کلی سوراخ سوراخ کرد که یه جاش بالا ه خون اومد، فکر نمی انقدر کم خون باشم، دلم کلی درد گرفت لعنتي، جاش تا یه ساعت پیش درد میکرد، چنددقیقه دراز کشیدم و رفتم مدرسه، مامانم گفت ح بده نرو ولی امتحان داشتیم نمیشد نرم، زنگ اول که رفتیم پای صف یه ساعت مدیر از

ادامه مطلب  

هویجورات :)  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله مهربون :) خب تابستون رسما دو هفته ای هست شرو شده . هم اتفاق های خوب میفته مث پاس شدن سروگردن و پاتو که اصلا فک نمی پاس شن و هم اتفاق های بد مث افتادن میکروب و مشروطی و شیش ترمه شدن علوم پایه ! اما مهم تر از همه ی اینا اینه که سعی میکنم همچنان ذهنم رو منظم نگه دارم و آرامشم رو حفظ کنم . فک نمیکنم با یه ترم اضافه تر قرار باشه اتفاق خاصی بیفته که بخوام به خاطرش ناراحت بشم ، از دوستام جدا میشم ولی خب بازم مشکلی ندارم :) من هیچ وقت از نظر دوستی ادم

ادامه مطلب  

از همه چی  

درخواست حذف این مطلب
یه هفته ست که بازم مشغول کار ترجمه بودم . خدا را شکر تو آذر و این هفته اول دی سه تا کار ترجمه گیرم اومد که تا حدی به هزینه هام کمک کرد . شکر خدا که میدونم اون برام فرستاده . تابلو رنگ روغن از فردا میره تو دوره سوم . تازه داره خودش رو نشون میده و خیلی دوسش دارم.  کار طراحی هم با سیاه قلم شروع شد اما این هفته نتونستم کاری کامل کنم.  ترم زبان تموم شده البته از زبانکده اولی و منتظر استارت مجددم.  اخبار تلخ و بد از رسانه ها خیلی آزارم میده . ولی کاری

ادامه مطلب  

number 169  

درخواست حذف این مطلب
تابستون دوران کودکی ما تا یه زمانی خلاصه میشد در یک توپ هفت جلد و فوتبال بازی تو زمین خاکی پر از سنگ و خار و از یه زمانی هم خلاصه شد تو بازی های رایانه ای، از ارباب حلقه ها بگیر تا م پین و نید فور اسپید.اما واقعا الان خوشحالم که تابستون بچه های این دوره زمونه یه کمی هدفمندتر شده و سعی دارند چیزهایی رو آموزش ببینند که حداقل براشون در آینده کمی کاربرد داشته باشه و منم امسال همراه یک گروه برای بچه های یک روستا کلی کلاس تابستونه گذاشتیم و منم وظیفه

ادامه مطلب  

summer  

درخواست حذف این مطلب
تابستونای من میدونین از چی تشکیل شده؟از یه ماگ که فاطمه برام یده و روش نوشته summer و یه شومیز تامیه صورتی چرک که سر آستیناش آبی اسمونی و سفیده و به آدم حس خنکی منتقل میکنه و یه داستان جذاب از آقای گلیادکین یه موسیقی که داره تو گوشم میگه "شب سیاه و چشم بیدار شب سیاه و سایه تار شب سیاه و باد و باران شب سیاه و ماه پنهان " و فکر و هیجان یه سفر به شمال که اکثرا دسته جمعیه و پر از اتفاق کلی کار نکرده که برای تابستون موندن اما یه خیال راحت که داره کتاب

ادامه مطلب  

اینم تابستون  

درخواست حذف این مطلب
واقعان تابستان زودتر از چیزی فکرش کنیم دوماهش گذشت و اون یک ماه دیگه ان شالله زودتر بگزر از شر گرما خلاص بشیمخوبیش اینه که انشا در کار نیست که تابسون چطور بود که بخوایم فکر کنیم چطور بگیم که 2 نمره بیشتر بگیریم یا نگیریمولی تابستون که هیچ خیلی وقت فقط میگزره بدون هیچ اتفاق خاصی یا حتی هیجان انگیزیاز خیلی قبل تر از تابستون که نت تعطیل گوشی تعطیل بیرون رفتن تعطیل تارک دنیای شده بویم برا خودمونخوب ولی دوست داشتم تاریخ شفاهی بخونم تموم کنم ولی ت

ادامه مطلب  

کودکی  

درخواست حذف این مطلب
تابستون های خونه مادربزرگ تابستون ها به فارغ العاده ترین دنیا برام می شد.پراز تداعی رنگ و بوهای مختلف انگورهای آویزون از دیوار که قرار بود به کشمش تبدیل بشه،غوره های که توی دیگ های مسی درحال جوشیدن بود برای تبدیل به شیره و سرکه.میوه هایی که توی سینی های مختلف زیرافتاب درحال خشک شدن بودند.غل غل قابلمه ی میوه های درحال تبدیل به لواشک.گوجه های له شده برای رب. این وسط من عاشقی می ... بین این همه خوشمز ... ،بین همهمه ی دوستا و فامیلی که برای کمک می اوم

ادامه مطلب  

don`t forget  

درخواست حذف این مطلب
متاسفانه الان نه من و نه داداشم وقت سر زدن به وبلاگ و نداریم روزای سخت داره تموم میشه یه روزی بر میگردم و این پست و میخونم و یاد این لحظه می افتم مهم نیست چند نفر این پست می بینن یا کامنت میزان تابستون این وبلاگ و از نو میسازیم هر چند شاید تو این مدت پست بزاریم ولی مطمئنا فعالیت کم و محدودی داریم دوستای خوبم به امید روزی که با قدرت برگردیم.... ما رو فراموش نکنید زندگیم از نو میسازمت... آینده ای که گذشتم جلوش زانو بزنه روزای خوب تو راهن... باختن تو ط

ادامه مطلب  

هر سال همین موقع  

درخواست حذف این مطلب
بیشتر آدما تابستون رو دوست دارن یا لااقل ازش بدشون نمیاد . به خاطر تعطیلیاش . روز های تابستون دو ح ... بیشتر ندارن ؛ با بیکاری و حوصله ات سر می ره یا این که به زور می تونی کار هات رو انجام بدی . پارسال تابستون همین موقع ها (حالا!) کنکور داده بودیم و بیخیال دنیا شده بودیم . از من بپرسی می گم کنکور از بدترین چیزای زند ... ه ، یه سری کار بی هدف و بیهوده رو از صبح تا شب انجام بدی ، اما بالا ... ه باید ازش بگذری ، هیچ کاریش هم نمی شه کرد. امسال صالح کنکور داره دع

ادامه مطلب  

سیصد و نود و نه  

درخواست حذف این مطلب
فیدیبو هر روز تابستون یه کتاب رایگان میذاشته برا . اَه، چه چیزی رو از دست دادم!

ادامه مطلب  

که خانه خالی شود  

درخواست حذف این مطلب
ژانر نه چندان جدیدی در جملات قصار و لطیفه های مد روز هست که می گوید فلان چیز فقط اونجاش که... و " اونجا" اشاره دارد به لپ کلام و در واقع آن قسمتی که بیشترین حس را منتقل می کند. من هم چند روزی هست که می خواهم بنویسم: رفتن بابای پروانه فقط اونجآش که وقتی دقایقی بعد از شنیدن خبر و ساعتی بعد از وقوع ماجرا با أو تماس گرفتم، به جای هر حرف و تسلیت مرسوم و حتی گریه، با خودش و خواهرش ید حلوا و ما را چک می کردیم و رستوران نهار و شام را... یاد شب رفتن مامان افتادم

ادامه مطلب  

سفری باید..  

درخواست حذف این مطلب
به خاطر کوییزِ ِ بی محلِ شنبه، و البته مذهبی بودن یزدیا و عزاداریاشون تو این تعطیلیا، سفرم به یزد با یه هفته تاخیر ست شد. داشتم فکر می از همه لحاظ می تونم شرایط رو جوری هندل کنم که حداقل دوماه یه بار، یه سفرِ دلپذیر و دلچسب داشته باشم و امروز به سرم زد یه برنامه ویژه برا تابستون بریزم. یه سفر طولانیِ یه ماهه شاید. همیشه میگه همه فکراتو مکتوب کن تا خودت رو موظف به انجام دادنشون کنی. میگه استراتژیِ غیرمکتوب، بی ارزش ترینِ فکرهاس. و خب کاملا باهاش

ادامه مطلب  

کتابهایی که توی تابستان خونده ام  

درخواست حذف این مطلب
خب الان کتاب “آ ین نامه معشوق “ تموم شد. چون فقط حدود چهل صفحه اش مونده بود که امروز (یعنی اولین روز پاییز خوندم ) این کتاب رو هم جزو کتابهای تابستون حساب میکنم و با این حدود ۲۳ تا کتاب توی تابستون امسال خوندم :) البته به جز یکی دوتا داستان های صوتی که گوش . راجع به همشون هم توی وبلاگ نوشته ام. کتاب “آ ین نامه معشوق” راجع به خانمی هست که توی تصادف حافظه اش رو از دست میده و کم کم با ی ری نشونه هایی که به دست میاره متوجه میشه قبلا عاشق مردی بوده و یه

ادامه مطلب  

«تابستون تو راهه...!»  

درخواست حذف این مطلب
امروز،دما حداقل 30 درجه را بود! یعنی به شکل عجیبی تابلوئه که امسال تابستون سختی داریم!فوتبال و اسکیت و گیم نت و همه ی این تفریحات را باید گذاشت واسه شب! مثلا میشه در طول روز خو د و از ساعت 19 رفت بیرون... لامصب این «مردم ن کشورهای شیاطین بزرگ»،تفریحات تابستونشون همین شکلیه دیگه! یعنی تموم سامر بریک هاشون شبانه ست...چیکار میکنند هم که مشخصه! هر شب خونه یکی از همکلاسی ها یا هم محله ای هاشون پلاسند و انقدر میخورند و «...» تا جونشون بالا بیاد! بعد ما چی؟!

ادامه مطلب  

اگه بیفتم باید تابستون بردارم این درسو؟:((((((  

درخواست حذف این مطلب
مثل این زندونیا یه کاغذ چسبوندم رو دیوار کنار تختم(داخل!)روزا رو خط میزنم!-__-{جواد یساری پلی میکند}

ادامه مطلب  

ملت عشق  

درخواست حذف این مطلب
کت که تازه شروع به خوندنش اسمش ملت عشق هست! از بس همه جا دیدم دارن ازش تعریف میکنن تصمیم گرفتم بخوونمش! اگه ی خونده نظرشو بگه.  امروز قورمه سبزی درست با سالاد و برای خودم روز تنبلی رو گذروندم. از خونه حتی بیرون نرفتم.  روز قبلش هم روی ریسرچم کار می باید امروزم همینکارو می اما نمیدونم چرا حوصلشو ندارم باشه برای فردا و شروعی دیگر تا ببینم چی میشه.  بعضی وقتا چشمام خیلی خسته میشه و فقط میخام الکی ول بچرخم به جای کار روی ریسرچم.  باشگاهم ام

ادامه مطلب  

شلوغ  

درخواست حذف این مطلب
سلام روزتون پر از باروناصلا چه معنی داره زمستون شکل تابستون؟؟؟؟؟پاییز حتی یه قطره بارون هم ندیدیم... گفتیم زمستون جبران میشه... حالا که به جای زمستون اینجا تابستون شدهآلودگی هم که داره منو خفه میکنهصبح با صدای گوشیم بیدار شدم مشتری بودعجله داشت زود لباس پوشیدم و اومدم تو راه دو نفر دیگه بهم زنگ زدن هر دو نفر هم به شدت عجله داشتنرسیدم دفتریه دستم به گوشی - با یه دست کارها را مرتب میکنمیه نگاهی به لیست امروز میندازم جلوی اولین اسم - نوشتم اول صب

ادامه مطلب  

از قرار معلوم ...  

درخواست حذف این مطلب
...این تابستونمبرامون تابستون نمیشه ......

ادامه مطلب  

تابستان! مورد انتظار زود گذر  

درخواست حذف این مطلب
تابستون در راهه . همیشه از حتی الان که کلی امتحان پیش روم قرار داره ذهنم دوست داره به تابستون و اینکه چه میشه کرد فکر کنه شاید یه وقتی باشه که خالی تر باشه و دست خودت باشه پرش کنی توی بقیه سال چه دوست داشته باشم چه نه (که هنوز کاملا به یکی نرسیدم گرچه دوست داشتنی تره) تقریبا بقیه دارن وقت آدم رو پر میکنن . حتی در سرکش ترین ح ممکن که میخوای کار دلخواه خودت رو انجام بدی باز یه تکلیفی و پروژه ای و امتحانی هست که ساعت های خوبی رو ازت بگیره . خوب تابستون

ادامه مطلب  

نه به استفاده ی ابزاری!  

درخواست حذف این مطلب
تنها خاصیتی که تو این تابستون داشتم این بوده که مامان ازم به عنوان نردبون برای برداشتن وسایل از ک نتها استفاده میکنه:/

ادامه مطلب  

بعیده  

درخواست حذف این مطلب
تا بهار فکر میکردی میشه ب یش تابستون فقط یه امید پایین اومدن قیمت بود اما الان دیگه بعیده میترسم زمستون غیرممکن بشه

ادامه مطلب  

سینوس کاروتید دی:  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله مهربون :) کلاس تفسیر موضوعی داشتیم ولی بحث اخلاق پزشکی بود ! هیچ وقت فک نکرده بودم که یه پزشک به واسطه ی علمش چقدر میتونه خطرناک باشه ! خیلی ها واقعا :| امروز که توضیح میداد واقعا ترسیده بودم ... هیجان انگیز هم هست اما :)) ولی یه اعترافی کنم ، تنها چیزی که فعلا دوست دارم روی یه نفر امتحانش کنم فشار سینوس کاروتیده ... خیلی مشتاقم ببینم جدی جدی جواب میده یا نه دی: حالا شاید روی اولین نفری که عصبانیم کرد امتحانش >_< + از اول ترم تا الان ما فقط ی

ادامه مطلب  

تهران که دریا نداره (اندراحوالات)  

درخواست حذف این مطلب
1.جهت شرکت در نمایشگاه های "کار شریف" و "تلکام" چند روزی تهران بودم. برای همین باید عذر خواهی کنم که داستان به تاخیر می افته. 2. هر وقت تو یه نمایشگاهی غرفه دارید. سعی کنید عوامل رو کرایه نکنید. آخه رفتم میگم "نقشه راه موسسه شما در مورد iot چیه؟" میگه " ما که اینجا نقشه نداریم، نقشه نمایشگاه رو باید جلو در میگرفتید"!!!!!!!!3.از ولیعصر تا رس سه نفری سوار موتور چه حالی میده. با تشکر از امید پایدار 4. محرم نزدیکه امسال شاید پست محرمی نذارم. ولی پستای محرم سال ه

ادامه مطلب  

خلوتِ گرم....  

درخواست حذف این مطلب
خیلی خسته بودم.... رفتم دوش گرفتم و خو دم... چه خواب خوبی هم بود.... ساعت 8 نبود که بیدار شدم.... اومدم توی تنهایی و خلوت تابستون نشستم به خوندن ت ابادی..... امروز درس نمیخونم...

ادامه مطلب  

بعد از فوت یکی از همسایه ها ، نگرانم که مرگ منم نزدیک باشه  

درخواست حذف این مطلب
سلام دوستان خواهشا کمکم کنید ، اول شرایطم رو بگم بعدش مشکل رو بگم . من دختری ۱۸ سالم که ویژگی های شخصیتیم برونگرا ،احساساتی ،محافظه کار و بلند پرواز ! حقیقتش تابستون قبل کنکورم استرس داشتم و و کلا کنکور رو نخوندم . امسال ولی میخونم حس . حقیقتش حدود ۱ هفته بعد کنکورم یکی از دخترای آشنا که حدود ۲۵ سالش بود از بالکن پرت شدن زمین و به طور ناگهانی فوت شدن . شبش هم مراسم خواستگاریش بوده ... من تابستون امسال کلا چون استرس کنکور داشتم و ناراحت بودم و غمگی

ادامه مطلب  

دیره  

درخواست حذف این مطلب
الکترونیک 2 نه با 10 , با 15 شرش کم شد. مشکل واحدهای تابستون هم حل شد .... من بیکارم به معنی واقعی بیکار .... اما دستم نمیره داستان بنویسم .... حسش نمیاد نقاشی کنم .... میدونید چیه ؟ دیره دیگه !!!

ادامه مطلب  

تعطیلی با طعم "تعطیلات نیکولا کوچولو"  

درخواست حذف این مطلب
امروز از صبح (یا شاید ظهر!) که بیدار شدم حوصله ی انجام هیچ کاری را نداشتم نه پاکنویس ان جزوه های لعنتي ام که انگار طلسم شده اند، نه خواندن کتابهایی که باید میخواندم مخصوصا همان کتابهای خشک درسی یا اصلا غیردرسی، نه حتی دیدن "د وولف او والپیپر" که مدتها بود منتظر فرصت بودم ببینمش، درحالیکه که نمی دانستم چکار کنم یاد زمانی افتادم که بچه تر بودم! و معمولا وقتی نمی دانستم چکار کنم سراغ کتاب تعطیلات نیکولا کوچولو میرفتم میخواندمش و ساعت ها خودم را د

ادامه مطلب  

تمام!!!  

درخواست حذف این مطلب
سلام اهم اهم... تابستون اومددددددددددددددددددددددد!!! جییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغ!!! آخیش راحت شدم :)))))) وجدان: باز...تو....جیغ زدیییییییییی؟؟؟؟ =________= من: آع شرمنده 0_0 وجدان:بعدا به حسابت میرسم فعلا پستتو بزار =________= من: چشم 0_0 خبببببببب خلاصه که تموم شد! امتحان پَر! مطالعات پَر! علوم پَر! معلما پَر! مدرسه پَر پـَــــــــــــــر!!! وارد تابستون شدیممممممم ^^ انیمه و کتاب و وبلاگ نویسی و کاراته و خوش گذرونیییییی!!! بدون درس و مشق!!! بهشت

ادامه مطلب  

number 128  

درخواست حذف این مطلب
چقدر سخته تو تابستون منتظر زمستون بمونی-----------------winter is here

ادامه مطلب  

ش.  

درخواست حذف این مطلب
+ خیلی دلم تنگه... + ب توو جاده ، آسمون آرووم شب ، سکوت ، فندق کوچولو که همش شیطونی می کرد + مهپاش و نشستن با بابا روی چها ایه.. بفنش و خوشحالی بود :) + ب بهت گفتم ببین چقدر عشق توی دنیا هست ! +دوباره مثل هر تابستون دوستش دارم ، هنوزم همون خوب قدیما بود که هست .

ادامه مطلب  

خداحافظ آ ین روز تابستان جان و سلام به پاییز عزیز :)  

درخواست حذف این مطلب
خب اولین روز رو رفتم. البته بیش تر نیمچه روز بود چون کلاس اول حدود یک ربع ش حرف زد و کلاس کنسل شد چون پنج تا بودیم فقط . فعلا نمیشه نظر داد اما خوبی بوده تا اینجا. البته اول صبح حراست بهم گیر داد و فقط به ترم اولیا بیش تر گیر میداد که مثلا گربه رو دم حجله بکشه که البته من بهش گفتم چرا به اونا که مثل من خط چشم داشتن چیزی نگفتی که کم آورد و گذاشت برم البته به شرط اینکه دفعه دیگه که میام جوراب پام باشه.بالا ه بعد از مدتها یک مطلب(که مربوط به محیط و یک رو

ادامه مطلب  

شهد تابستون  

درخواست حذف این مطلب
راس ساعت دوازده,هرشب,شروع میشد با صدای کش و قوس دار و تبلیغاتی بهمن هاشمی: "جشنواره ی تابستانی های سینمایی شبکه دو تقدیم میکند..." همیشه که اجازه ی بیدار موندن نداشتیم اما بابا گاهی بیخیال میشد و خودش میرفت بخوابه. و اینجا بود که تمام شور و عشق و حال ما اوج میگرفت! آخ...چه مزه ای داشت دیدن آ شب...چه قشنگ میخکوب میشدیم پای تلویزیون... چه جذ تی داشت همون ای سانسور شده صداسیما... چون جایگزینی نداشتیم! همونم از خدامون بود! همونم دنیایی رو به ما هدیه میداد

ادامه مطلب  

ز له ی زبان ><  

درخواست حذف این مطلب
من الان چندتا تابستونه که دارم میگم میرم که مثل چند سال پیش یک ت ی به زبانم بدم، بعد هی درگیر روزمرگی و وقت تلف کنی میشم و زمان و از دست میدم بعدم آ تابستون پشیمون میشم و عذاب وجدان میگیرم! ولی امسال گفتم دگ این تابستون از اون تابستوناش نیست چند روز پیش به سرم زد از فالورای اینستام بخوام بیان باهام اینگلیش چت کنیم! ب یک استوری گذاشتم و از علاقمندآن دعوت به عمل آمد خوشحالم که تا بدین لحظه ۷ نفر اعلام علاقمندی *____*خواستم بگم با رفقای پایه

ادامه مطلب  

اول مهر  

درخواست حذف این مطلب
سلام...پستایی که تو تابستون نوشتم، همه اش هست، 7، 8 تا پست است. وقت کردین، بخونید تا اینترنت خونه جدید وصل بشه و بتونم بیام...مهر همزمان شد با یک کار خوب و جدید و دوست داشتنیاز اول مهر ان شاءالله معلم می شوم... معلم قرآن. :)و ما ادراک البایان نامه

ادامه مطلب  

یک و هجده دقیقه  

درخواست حذف این مطلب
تابستون بعد از کنکورم شبیه ترین واقعیت به گوداله. افتادم توی گودال و راهی برای بیرون اومدن پیدا نمیکنم. میدونی، این روزا انقدر از خودم بیزارم که تنها موندن با خودم بیشترین چیزیه که میتونه ازارم بده. بعضی وقتا تعجب میکنم که چطور این اتفاق افتاد و وقتی پشت سرمو نگاه میکنم فقط چندتا اسم میبینم که دیگه وجود ندارن. عجیبه روزی که چندتا اسم و اتفاق رابطه ی ادم با خودشو انقدر شکراب کنه. از این حس خوشم نمیاد. اون روز برای مهری نوشتم "دنیا به اندازه ی کا

ادامه مطلب  

از ته چاه، تماس می گیرم!!  

درخواست حذف این مطلب
اول بهار، دستمال به دست....تا آ تابستون...علت: حساسیت..عامل: گل و گیاهاول پائیز، دستمال به دست....تا آ زمستون...علت: سرماخوردگی. ..عامل: ویروس جدید(لبخند) ادامه مطلب

ادامه مطلب  

روزمرگی  

درخواست حذف این مطلب
1.از آ ین امتحان تا الان کارم شده خواب و نت.به این تنبلی زیادی پر و بال دادم... 2.همیشه به فکر زبان بودم، دیگه حداقلش اینکه این تابستونم هدر نمیره.هرچند با این فکر شروعش میکنم که بعد از شروع سال تحصیلی جدید هم ادامش بدم.اشتباه که به حرف دوستم گوش ندادم و نرفتم تست بدم.مطمئن بود باهاش همکلاس میشدم.الانم بهترین بالا سرشونه که ینی من این فرصت خوبو از دست دادم... 3.تقریبا فکر خیاطی غیر ممکن شده.نه میتونم مثل ”م” از شاگردی شروع کنم که بعد یه سال تازه پش

ادامه مطلب  

کانال تلگرام :)  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله مهربون :) یه کانال تلگرام زدم که فکر میکنم تا آ تابستون یه چیزایی رو اونجا بنویسم :) درمورد کنکور هم ممکنه یه مطالبی رو بنویسم . اگه دوست داشتین بگین که لینک رو بفرستم :) + موقت !

ادامه مطلب